تبلیغات
شعر و داستان - ۱۲۹
من اگر پیامبر بودم/قرآن من هرروز یک آیه داشت/در سوره هایی که مینوشتم: دوستت دارم بامدادِدوباره ام.
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

نویسندگان

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

۱۲۹

۱۲۹


ملکه که باشی
پروانه ها هم حکومت تشکیل می دهند
تا تاج گذاری ات کنند.
ملکه که باشی
و موهای بادگُسترَت را
چتری بزنی
چترها هم با باران
دست به یکی می کنند
تا چشمهای شهر دربیاید
زیر چتر پیشانی ات.
ملکه که باشی
آرزوهای بیکران
آلاچیق نو می سازند
تا همخانه گی کنند
با دلت.
ملکه؛
عشق،بی خستگی می دود
به سمت فواره ی آرامشت.
ملکه،
موهایت گُل داده
روی پستانهای لبخندت
و نگاه رقاصه و
صدای جادوئی ات
درخشیده در چشمهای بازم.
ملکه،
ملکه که باشی
امید،تَنگ نیست
و نفس،بی خُلق.

پروانه می شوند
اسب های سیاهی که
راهی برای رسیدن به تو
جز پرواز ندارند
ملکه ی پروانه ها؛

عشقم بی امان
می دود تو را
با یال های بلند ِ دیوانگی.


#جوادرمضان
بیست و چهارم اردی بهشت ۹۷


برای بامداد ِ دوباره ام.


پ ن:ملکه ی پروانه ها،از آتیلا رمضان است برای ملکه ام،و ملکه اش.


نوشته شده توسط :جواد رمضان
دوشنبه 24 اردیبهشت 1397-07:32 ق.ظ
نظرات() 

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.