من اگر پیامبر بودم/قرآن من هرروز یک آیه داشت/در سوره هایی که مینوشتم: دوستت دارم بامدادِدوباره ام.
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

نویسندگان

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

۱۰۵

۱۰۵


وحشتناک تر از هیولاها منم
در دیار تنهایی،
کاش بودم
روی شاخسار سیاهت،
مردی که
دستش به نوازش موهای معشوقه اش نرسد
مرده باد.
وحشتناک تر از هیولاها منم؛
بیاید
کسی که بودنم
به جانم‌گفتنش ربط دارد
باید بیاید
همانی که در هر گوشه ات
گم شده باشی
پیدایت کند.
در دیار تنهایی
صبح ها باید دست زنی را گرفت
که دوستش می داری
قبل از اینکه صبح
قلقلکش دهد.
باید مُهر و موم کرد لب های زنی را
که عاشقش هستی
قبل از اینکه لبخند
به لبانش بنشیند.
صبح ها
آخ صبح ها
حسرت از همانجا شروع میشود...

در دیار وحشتناک تنهایی
او
آلبوم لبهای من است
طلوع شبانه ام است
زندگیئیست که
از گلویم پایین می رود.


#جوادرمضان
سی و یک فروردین ۹۷

برای بامدادِ دوباره ام.


نوشته شده توسط :جواد رمضان
جمعه 31 فروردین 1397-11:25 ق.ظ
نظرات() 

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.