همینکه:سر جمله ات،نقطه..درون جمجمه ات،سوراخ..و قعر دیده ات،دیوار..نمیگذاری،کافی ست!این خود،شروع آزادی ست
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

نویسندگان

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

۲۱

۲۱

به کجای جهان برخورده
اینگونه که من عاشقتم
به تقابل برخاسته.
برای بافتن موهایت
دستهایم میلرزند
کمی می بوسی مرا و

موهای جهان می رنجد.

خدا نمیدانست
خدای میشوی
شاید نمی آفرید
ولی حتمن تو
بر دو جهان خدایی که

جهان ِ بی تو
کافر یست.
جهان به شب های روشن
شک داشت
تا اینکه چشمهای تو
به زندگی تابید

و جهان
خودش را به مریضی زد!

دکتر ها
تب را تجویز کردند
بیخبر از آنکه
همه
به قلبهای سرخ می اندیشیدند
و من
به خانه ی بنفشی
که در قلب زرد تو داشتم
اینگونه
عشق مان
رنگی پررنگ تر از عشق ها بود

و جهان
در حسرت یک شاخه رنگ.


#جوادرمضان
شش دی ۹۶

برای بامدادِ دوباره ام.

نوشته شده توسط :جواد رمضان
جمعه 6 بهمن 1396-09:56 ق.ظ
نظرات() 

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.