همینکه:سر جمله ات،نقطه..درون جمجمه ات،سوراخ..و قعر دیده ات،دیوار..نمیگذاری،کافی ست!این خود،شروع آزادی ست
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

نویسندگان

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

۴

زمستان رسمِ عجیبی داشت!
هرسال که می آمد
بهار بود در خانه ای
که دوستش داشته ای

اینبار نیامد
تادلتنگش شوی.


من عاشقترین زنی
که حماقتم
با عشق
و لبخند
و گریستن
به رویم آورد را

با ماندن ِتا مردن
دراین زمستان
دوست میدارم.


جوادرمضان
بیست دی ۹۶

برای بامدادِ دوباره ام.


نوشته شده توسط :جواد رمضان
چهارشنبه 20 دی 1396-06:42 ق.ظ
نظرات() 

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.