همینکه:سر جمله ات،نقطه..درون جمجمه ات،سوراخ..و قعر دیده ات،دیوار..نمیگذاری،کافی ست!این خود،شروع آزادی ست
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

نویسندگان

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

شوخیا-فصل دوم-قسمت هفتم

سرم ناله میكشه وبارون!كراواتِ كلفتِ قرمزرنگموشُل كنم بهتره.اصلن نمیدونستم باصداىِ كى حرف میزدم یااون پیزورى نعره میكشید.آخه یقمو گرفته بود،یعنی شوخیاهنوز كسیرو داره؟ازچیزی که میترسیدم.شاید ولم میکرد.تو راهم.الان هروقت ازدست شوخیاخسته شدم میتونم كارشوبسازم.هیچكس نمیدونه باكى زندگیشوهرز-تا-میكنه.تومغزم باخودم میلاسیدم؛آخرسر توبه توبه زیرزبونمومیگیره مثلِ بوزینه هاىِ حواس پرتِ بودایى.آقاى نـویسنده سخته توهماتِ پلاسیدموبچینم ومشغولِ نوشتن خاطراتِ كپك گرفته شم.اینبارجراتِ پاكت كردنشونو تلقین میكنم .
كلى دنبالِ آدرس گشتم.تقریباًطرفاى ظهربعدكلى رسیدم دَمه یه فست فودبزرگ.كلمه اى ازكسى نپرسیدم.آدمى مثل من خیلى ترسناك جلوه میكنه.اصلن چى باید میپرسیدم.پچ پچاى همه یواشكى ودرگوشی بود.اونجا وِل خوردم و غذارو مزه مزه كردم تادیرازجام پاشم.سرمم كاملن پایین بود که یهو سر صندوق نگاهم به عكسِ كوچیكِ سیاه و سفیدى افتادکه خودمم عكسوروكیف پولم داشتمش.بچگیهای شوخیا بود!فهمیدم صاحب اونجا شوخیارو بیخبرمیشناخت.تومغزم میحرفیدم.
حسى مثلِ تازه بیدارشدنوداشتم وسرموكه چرخوندم؛ تصـویرمیزودیدم كه روش عینكِ سیاهو باچندتاكتابِ قدیمیوكاسه ىِ آش كه توگردوخاك پیچیده بودن.ناىِ بلندشدن نداشتم،فضاىِ اتاق،صـداىِ نعره ىِ مردِ چاقى گرفته بودكه خیلى هم به گوشم آشنا نمیومد.زیرچشمى خودمومیپاییدم که چقدرضعیف بباراومدم و تنِ پوسیدموازقالبِ اصلیم نَکندم هنوز.بیرون ته راهروكه درِ حیاط خلوت باز میشدروكلیدبچرخونم تاسیگارِ بدمصبو آتیش کنم.بالارو نگاه كردم از بغلِ دیواراىِ آجرىِ بلند،سه تا ستاره،آخر شبى دوره هم جمع شده بودن،شامشونو اون بالا بالا ها میل میکردن،
اصلن كجام و باكى تومغزم یكى بدومیكنم؟
یه شوتم وسطِ جـنگلِ سبزومنگ میزنم لاش.
اول صبح حـِلالِ سفیدومیبینم ازایمانمون آویزون كردیم وجاى ســلام دادن سرفه میكنیم.چندبارى توماشین نشوندمونصیحتش كردم كه نیاد طرفاىِ ما.آخه آسمونِ این ورامشكیه و دمه خوشگلش بددیده میشه،چندباریم شنیدم همسایه هاپشتش حرف زدن.یكی نیست بگه آسمون كه پشت نداره جواب برگردونه،انقدكُفـرقرض نگیرین،شـوخیامو هم باهمین حرفابدهكارش كردین.
كوررنگى گرفتم ازبس بالاى جاده ىِ شیب دار،چشم گردونم.گـوشامم چیزی نمیشنون جز هواىِ مه زده.
نمى دونم واسه چى اینجازانوزدم.حتمن خواستم آرامشمواعدام كنم همیـن حوالىِ جیغ گرفته.یاشایدم ناامیدىِ كاملمو اومدم چال كنم وتوراه برگشت تكیه بدم تاسركشیاىِ درپیتیمو دوباره شروع كنم.نه،نه!بمیرم روبراه ترمیشم.
جمعه۵مه۲۰۱۷
(متن،فرازقلیزاده)

نوشته شده توسط :جواد رمضان
شنبه 16 اردیبهشت 1396-11:04 ق.ظ
نظرات() 

chaturbate hack
دوشنبه 13 شهریور 1396 04:14 ق.ظ
With havin so much content and articles do you ever run into any issues of plagorism
or copyright violation? My site has a lot of unique content I've
either written myself or outsourced but it appears a lot of it is popping
it up all over the internet without my permission. Do you know any ways
to help prevent content from being ripped off? I'd truly appreciate it.
http://cierracicala.hatenablog.com/
دوشنبه 16 مرداد 1396 08:02 ق.ظ
Link exchange is nothing else except it is just placing the other person's website
link on your page at proper place and other person will also
do similar in favor of you.
Where are the femur tibia and fibula?
یکشنبه 15 مرداد 1396 03:13 ب.ظ
Hello, after reading this remarkable piece of writing i am too delighted to share my know-how here with colleagues.
Can you increase your height by stretching?
شنبه 7 مرداد 1396 10:25 ق.ظ
If you want to get a great deal from this paragraph then you have
to apply such methods to your won blog.
How much does it cost for leg lengthening?
شنبه 7 مرداد 1396 08:39 ق.ظ
Excellent post however I was wondering if you could write a litte more on this topic?
I'd be very thankful if you could elaborate a little bit
more. Kudos!
free std testing near me
دوشنبه 5 تیر 1396 05:56 ق.ظ
core از خود نوشتن در حالی
که ظاهر شدن دلنشین در آغاز آیا واقعا حل و فصل کاملا با من پس از
برخی از زمان. جایی در سراسر پاراگراف
شما در واقع قادر به من مؤمن متاسفانه فقط برای کوتاه در حالی که.

من با این حال کردم مشکل خود را با فراز در
منطق و شما خواهد را خوب به پر همه کسانی معافیت.
اگر شما در واقع که می توانید انجام من خواهد مطمئنا تا پایان مجذوب.
Otis
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 10:28 ق.ظ
I every time spent my half an hour to read this web site's articles
everyday along with a mug of coffee.
Casey
جمعه 22 اردیبهشت 1396 11:50 ق.ظ
hey there and thank you for your information – I've
definitely picked up anything new from right here.
I did however expertise some technical issues using this website,
as I experienced to reload the site a lot of times previous to I could get it to load correctly.
I had been wondering if your hosting is OK? Not that I'm complaining, but slow loading instances
times will often affect your placement in google and could damage your quality score if advertising and marketing with Adwords.
Anyway I'm adding this RSS to my e-mail and could look out for a
lot more of your respective intriguing content. Make sure you update this again very soon.
Tohid
دوشنبه 18 اردیبهشت 1396 01:18 ب.ظ
سلام وبلاگ خوبی دارین و مطلبتون هم جالب بود
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.