تبلیغات
شعر و داستان - شوخیا-فصل دوم-قسمت ششم
همینکه:سر جمله ات،نقطه..درون جمجمه ات،سوراخ..و قعر دیده ات،دیوار..نمیگذاری،کافی ست!این خود،شروع آزادی ست
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

نویسندگان

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

شوخیا-فصل دوم-قسمت ششم

شوخیا-فصل دوم-قسمت ششم

هی میگوید بروی پائینتر اوضاع بهتر میشود
میروم میروم میروم
لیسم سرکیسه میشود،گیسش تاریک‌تر میشود
میبَرم میبَرم میبُرم
باید فکری بحال سکس کرد و فکرش را نَکرد
باید به قبرها گفت:زندگی تا کجا ما را بِکرد
میدهی میدهد میدهم
میکند میکنی میزنم
میکنم میپَرد میدَرم
بوی پیله گرفته از تنَم
ران به قیمت سُس است و زانو برای فشار
ناف،مُحرک است و شکم پراز آبدوغ خیار
دستها با ناخنی که می‌کشند یک پِلان ِ تار
آفریقا روشن میشود در محله های غُرقدار
ساکتش رامیشنوم
حتمن شنیده میشنوم
میخرم میخرم میخرم
سینه هایی که سِفت کرده با هاله هایش
و گلویی که شادَست از غمگینانه هایش


این یک عروسک است که سرش بریده شده
چشم با لب و بینی با چانه با هم غریبه شده
یکصده است که در خانه ی من میهمان است
این مهمان صدساله بسرش زده :حامله شده!
دنبال بچه ای میگردد که روزها پدر بخواهد
وقتی که شب شد پدرش از شادی بشاشد
این یک عروسک است که صدسال سیاهترَست
که لخت در بغل اسباب بازیهایش شاهزاده ست
من این فاجعه را وقتی به چشمهایم دیده ام که
دویده دویده میدوم



قشنگترین زندگیها تو تنهایی بوجود میاد.این آدرسو داشته باش:
پلاک ۲/۰۱۸-خیابان استراپون-ساختمان بوش ِ حراج.
برو و پرس و جو کن.آخ که تمام شب باید پیانو بزنم و این شعر پیرِلعنتی رو بخونم.آخرین اطلاعات من اینه که تو اون ساختمون این شعر رو همراه شوخیا برای دوستانشون اجرا کردند.وقتی شعرش بدستم رسید و خوندمش اون پارچ آب لعنتی رو ریختم رو خودم.پیداش کن و ببین کسی مونده تا ما رو از دست این دوتا بی آمار نجات بده یا نه.تموم شب و باید پیانو بزنم هر چند فالش و اونم بالشتکشو بغل میکنه.حدس میزنم شوخیا براش همیشه لباس خواب گلدار میپوشیده که گلاشم از قضا ریخته بودند زیر نافش.
"آندره"رو نمی شناسی.یکی از همون سیریشهایی که سیاست فرستاده بودتش پی ِ چُلمنگ بازی.سه ماه پیش وقتی داشتم ته دیگ سوخته ی ماکارونی رو گاز میزدم و توام کلن بیخبرم گذاشته بودی پشت یکی از میزای روغنی غذاخوری تو یه عصر بدترکیب پیداش شد و بعد کلی گلو جر دادن ازش خواستم یه بار اثبات کنه سرکوبگر نیست و تموم این سالها الکی لول نخورده بین سهمیه های تریاک.رفتنی یه ناخنک به روغن بشقابم زد و گفت:
مثل اینکه داره بختش وا میشه!
این پیری هنوز مثل یه زنده،خوابه.
امشبم شورش در میاد.من و پیانوی فالش و عَنقریب صدای عاشقانه های کلاسیک.


۲۳آوریل۲۰۱۷-یکشنبه
(متن:جوادرمضان)


نوشته شده توسط :جواد رمضان
چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396-10:56 ق.ظ
نظرات() 

http://sanadorne.hatenablog.com/
شنبه 14 مرداد 1396 09:45 ق.ظ
Good day! Do you know if they make any plugins to protect against hackers?
I'm kinda paranoid about losing everything I've worked hard
on. Any tips?
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.