من اگر پیامبر بودم/قرآن من هرروز یک آیه داشت/در سوره هایی که مینوشتم: دوستت دارم بامدادِدوباره ام.
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

نویسندگان

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

دُ را

افسر ِافسرده جریمه میکند را
خواب
آرزو درمی کنیم در نامزدی ِ مرداب
سنگینترین شکست ِ
رختخواب افتاده
ساعت خواب آلو از درد قاب.
روی جاده ی نمناک
گَز ها؛گلابی اند و چرم
این تابستان،سرد می شود
و دشمنش؛لبخند.

زیر ِ شلوارش،زیر،زیر
زیر ِ زیرش
بهانه ای بود برای عاشقی کردن ِ چیز
و عشق،که لوله
همه جوره در ماتم نشسته است
حتی شبی که ماهش پَزَنده است
آری،
رفراندوم سیاره ی مرگ است
بهار،اسم مرد باشد
و بارانش؛لَوند.


قهر توی کاناداست
بوس، آخر ِ ناتاشاست
با اشاره ی اتاق فرمان شهر موشها
زیر ِ نیم کاسه
می چکیم سرمست
مثل تکرار نُت ِ فا،فا،فا،فا،فا
نم پس نمی دهیم
اینبار،دُ را.


جوادرمضان
سی فروردین ۹۶

نوشته شده توسط :جواد رمضان
چهارشنبه 30 فروردین 1396-07:46 ب.ظ
نظرات() 

Gertie
پنجشنبه 16 آذر 1396 11:48 ب.ظ
Very descriptive post, I loved that bit. Will there be a part 2?
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.