تبلیغات
شعر و داستان
همینکه:سر جمله ات،نقطه..درون جمجمه ات،سوراخ..و قعر دیده ات،دیوار..نمیگذاری،کافی ست!این خود،شروع آزادی ست
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

نویسندگان

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

آخرین بدشانسِ زمین!

آرزوهایت را به خانه ام بیاور،با پرسشی توری و لبی بر سوال.حتمن معجزه میکنم!این آخرین بدشانسِ روی زمین از آسمان دل کَنده است.به خانه ام بیابرای شمعدانیها خبر خوش بیاور!هرکس که زنده است(مثلن)به باغچه ی فروغ بِسَرَد!

#جوادرمضان

نوشته شده توسط :جواد رمضان
شنبه 18 آذر 1396-06:40 ق.ظ
نظرات() 

شب و روز ِ کُلمبیا !!

سیگار از هوای تو تمیزتر است
آنکه پشت میز است نامش:خدا
اینبارکه بهار با مُشت برگردد
تورامیفروشم به درگاهِ سربه هوا

شنیده ای که برده ات،جدید شده؟
شنیده ای که عاشقِ یک ادیب شده؟
من از تو توبه شکستم،شکست تو،به
از تو که اینبار خالی ات بعید شده

شرم کن!و نفت را به لوله برگردان
شرم کن! پرنده را از گلوله برگردان
خسته ام شبیهِ قوسِ قولهای سرگردان
پاسخم را به مُشتِ سرجوخه برگردان

برنگردازراهی که بازگشتش بی انتها
برنگردازباد ازطوفانهای پَخش و پَلا
پُستچی دوباره دنبال نامه میگردد
برنگرد باپاکتی که پُست کردی تازِگیا

هرروزمیخواهددلم گرگ مرابخورد
گرگی که درشبهای کلمبیا می پِلکد
اما چه کنم جناب گرگ راضی نیست
ازگلویش اینهمه زهرماری پایین برود



سیگار؛هواییست که پشت میزِتُست
آنچه تمیزترازتُست زود رفته به گا
هربار که باران می‌بارد فحش بده
به ابر هایی که زِنا میکنندباقانقاریا

جدیدن یک عاشق ِ ادیب شده برده
میزند خودش را به کوچه های بی پرده
توبه ای که شکست؛گرگ است...گرگ
پُرکن این مرگ را پشت میله و نرده

شرم کن با کشورت پر از پشیمانی
پشم کن شعارِ:"تو،عزیزترازجانی!"
قول بده که آخرِ تمامِ سرگردانی
گُل کنی توپِ منفجرشده ی زندانی

برگرد به نسیم هرچندنیست زیبا
برگردسکس کنیم باصدای زامبیها
برگرد به نامه ای که پُستچی میگردد
این همان پلانِ تارَست درون سینما

دلم گرگ میخواهدکه هرروز مرا
دلم خواب میخواهددرروزِکلمبیا
اما چه کنم کنم کنم کنم کنم که
این دلِ زهرمارزرد کرده مثل خدا


#جوادرمضان
۱۳آبان۹۶
#شاید_#ترانه!

نوشته شده توسط :جواد رمضان
شنبه 13 آبان 1396-10:36 ق.ظ
نظرات() 

بِجُنب تبر!

فکرکردن کار آدمهای محتاج است!
مثلن فکر کنی پول بیشتری داشتی یا آغوش بیشتر و کام بیشتری.مثلن فکر کنی غیرازخودت چه کسی بیشتر هلاکت است و مثلن فکر کنی کُشته مُرده ای داری!
فکرکردن کار آدمهای محتاج است.
به خودت فکر کن که چقدر محتاج این دلخوشکُنک های دلزده هستی و به دارائی ات فکر کن که از پشم پشمتر است.به این فکر کن که حالا با چندتا قارقار کردن جای قناری خودت را چپانده ای.مثلن فکر کن تبری!گفتم که کار آدمهای محتاج است.همان دسته ای که به دست دیگری داده ای تا مثلن این درخت را قطع کند اما
حال من خوب است.به این فکر کن که زیر هر ضربه ای بیشتر حالم خوب میشود اما تو چقدر میکشد تا حال خوبی برای خودت دست و پا کنی.فکر کن آدمِ محتاج.کار تو احتیاج است،احتیاج.


جواد رمضان
آبان۱۳۹۶
برای دکتر ملازاده ی رفیق و آبانش!!


نوشته شده توسط :جواد رمضان
جمعه 12 آبان 1396-05:39 ب.ظ
نظرات() 

حاجیئی که سگش را گاز گرفت!

با اینکه زمین گِرده و قُلمبه
بااینکه گردو فِروقِر میریزه
به تخمم نیست

با اینکه عنکبوتَ م مَرد شده
یاکه عقاب به سوسک میده
به تخمم نیست

بااینکه آلوده ترازهوایی تو
بااینکه دانشگاه شده کاباره
به تخمم نیست

بااینکه زنامون یه پا آقان
بااینکه مردهاهم شدن توله
به تخمم نیست

جَنگ نیست و شهید میدیم
باآرزوهایی که شدن بیوه
به تخمم نیست

باساعتامون که کورس میذاریم
ووقتش که شدمیگیم:زوده!
به تخمم نیست

بااینکه خونه خالیا راهبندونه
و مغزامون پُرَن از"هِ"یِ شیشه
به تخمم نیست

درختایی پُراز تُخمای اندیشه
وآخر؛دسته ی چوب تبر میشه
به تخمم نیست

همیشه زیرسیگاری بودیم وپُک
بااینکه"گُل"قهرمانِ وطن میشه
به تخمم نیست

سمت راستت بزن راهنمای چپ
حالا بپیچ به چپ،وسط،چَپچَپه
به تخمم نیست

خلاص کن نفس هایی که بو میده
توگاو وخَری با یه عالمه گیشه
به تخمم نیست

بادماغت بگو که اهل سکسی و
بچسبون به لبات،تابه تا؛ریسه
به تخمم نیست

ناهارکه شدبگوعرق بیارن وداف
وبعدِشام برو بشین تو سجاده
به تخمم نیست


(حال این روزهای من از حال ِ
اینهمه مرعوب،خوب است! و
چرخ میبندم برای دوستاقی که
چشم بسته به مصلوب است و
هرچند هرچند هر چند هرچند)


این چَر،چَرندیاتِ چِمچاره
به تخمم نیست


#جوادرمضان
۸آبان۹۶
#شاید_#ترانه!

نوشته شده توسط :جواد رمضان
دوشنبه 8 آبان 1396-11:30 ق.ظ
نظرات() 

پرنده های ِ کمی!!

بیا برای پرنده های ِ کمی دعا بکنیم
اگر نشد قبول،خدای ِناخدا را بکنیم
به تلویزیون رنگ صورتی بپاشیم و
پلنگ را از رگ خاطرات جدا بکنیم

بیا به مهدی موسوی زنگ بزنیم:یادی؟
فرشته ها هنوزدرکودکی میدهندبادی
اگر که شاهین میتوانست لقمه بردارد
دهانش نمیجِرید از شاخهای در آزادی

درون قصه ام کلاغها میخورندترکش
چراکه غصه ی من را نمیکنند درکِش
سوال من ازرسیدنِ راه نجات اینست:
چقدرمنفجرشده ای میان اینهمه کُسکش

همیشه در صف نوستالوژی مُرده ای مُرده
تمام دست بَرنده راازتو اَلحدیثی بُرده
بیاشبیه مثلث به دستمالها برگرد،گِرد!
شبیه سِیل خرابی که شعرهایت گفته

تومنفجرشده ای شبیه رویایت پس
دوباره برگرد نزد بیعت و طلعت پس
برگرد به زودِدیری که دیرش شده زود
دعای فرج بیندازپشت قباله ی کرکس


"تمام رویایت بمب منفجرشده ایست"
قسم بخور قاتلش مشکوکهای داعشیست


#جوادرمضان
۲۴مهر۹۶
#برای_#سید_#مهدی_#موسوی_#و#_با_#موشها

پ ن:" این خط از سیدمهدی موسویست"

نوشته شده توسط :جواد رمضان
دوشنبه 24 مهر 1396-09:16 ب.ظ
نظرات() 

دیالوگ!!

چندتاحیوون نام ببر که علف میخورند
+گوسفند
خب دیگه
(بی هیچ معطلی):بقیه گوسفندا

باورهایش را محکم میگیرم آرام،ولی خیره میگویم:
این مفهوم ملت است پسرم.


#آتیلارمضان
#دیالوگ_#علوم_#اول
۲۱مهر۹۶
#جوادرمضان

نوشته شده توسط :جواد رمضان
شنبه 22 مهر 1396-12:48 ب.ظ
نظرات() 

از این نمُردن !!

حال ِ نداشته را
ازحال تو میپرسم...

منتظر تند
آنهاکه بی اعتبار
هلهله میکنند:خوشی!

اما تنها
منتظرم سِیل
از باران بدُزدتَت
تا باز بگویم:بند نمی آیم!

از این نمُردن
در این دلتنگی.


#جوادرمضان
۱۶مهر۹۶

نوشته شده توسط :جواد رمضان
دوشنبه 17 مهر 1396-09:52 ب.ظ
نظرات() 

بشارتی ...

با هر تکانی،تکان میخورند
با مغزِ گران،زبان میخورند
نوشابه باتخت...تکراریست


"بشارتی به من از کاروان بیار ای عشق"


#جوادرمضان
پ ن:خط انتهایی "از حسین منزوی"است.

نوشته شده توسط :جواد رمضان
یکشنبه 16 مهر 1396-10:51 ق.ظ
نظرات() 

#یکسری_#یاداشتِ_#بیهوده!

هر مردی دوبار عاشق میشود.اولین باروقتی بدنیا می آید و دومینش زمانیست که دنیا را میفهمد.درهردو غریزه عمل میکند،و غیض و غرض.اولی را بخاطر دومی رها میکندو دومی را بخاطر آزادی و نان و رکوع و خودش.سوال اینجاست آیا سومی هم وجود دارد؟سومی!!پاسخش مثل نیکوتین سیگار است که تنها در پُک اول هست و مابقی از روی عادت و تکرار و ذاتِ بالاجبار.
و اما زنها.آنها هربار عاشق میشوند.کیفیت عاشق شدنشان هم بستگی به رازی دارد که به هیچکس نگفته اند.جائی شنیدم خواننده ای چنین وضعی را به فاحشه های انقلابی تعبیر کرده بود.دلیل این نوع اشاره ی تعبیری ِدروغ؛ ایدئولوژی آن خواننده است.خارج از ایدئولوژی که بِایستد چیزی غیر از این وجود دارد که یا به اعترافش لب نمیزند و یا برای توجیه،تغییرش میدهد.چیزی که در بطن هر انقلابی نهفته؛ایدوئولوژیست،حالا چه سخیف و چه به صورت آرمانی فرجام گسیخته.هردو به یک اندازه گُهند.درهردو به یک اندازه کُشته و احمق و بی مُخ وجود دارد.با هردو به یک اندازه سیاستمدار بی گفتارِ سیاست همراه میشود.پرت نشویم!از مرحله پرت نشویم!تعبیر واقعی حرف آن خواننده درواقع روشنفکران فاحشه یا روسپی های روشنفکر است.این بیرون از ایدوئولوژیست.همان همسنگر و همفکر و همرزم است.خواهر برادری های فی الواقع است که هر دو روی تختخواب ودر کنارهمرزمانشان؛تاج و تخت و شُکوه و استقلال و همه پُرسیِ شربت آلودشان فروکش میکند.این همان انقلابیست که زنانش رازهایشان را عشوه آلود در آغوشهای بسیاری گفته اند و ما مردها هنوز باورمان نشده که خودمان جزئی از این چرخه ی هرزه ایم.چرخه ای که در آن دوبار عاشق میشویم؛

یکبار زمانی که احساس ضعف میکنیم
یکبار زمانیکه قوی تر شده ایم.


#جوادرمضان
۱۳مهر۹۶
#یکسری_#یاداشتِ#_بیهوده!

نوشته شده توسط :جواد رمضان
جمعه 14 مهر 1396-10:35 ب.ظ
نظرات() 

بِگا !!!

کِش رفتن ابر کارِ آمریکاست
خشک شدن دریاچه؛کار خدا
چه عجب دشمن مام پیدا شد
توپی که زده بودیم تا
بِره هوا

کی گفته اسرائیل دشمن ماست
آنها که دُشمنَکی خودشان دارند
فکر نکن بیکارند اِنقدَر که هربار
سرشان را بکنند در
فضله ی ما

انگلیس فُحشِ چندُمِ حرفَ ست؟
"فارسی زبانی"لهجه گرفته است!
یِ،یِ،یِ..گوژپشتِ بُرجِ میلاد است
که درآورده از درونش؛
رقص زومبا

فرانسه قائده است،وَ..وَ..دوزیست !
روسیه به دادنِ مان باز،داده بیست
بیخ گوشمان خشتک بلند ِکُرد است
افسوس که قیمه میدهد
محله ی ما

اعتراض؛سوسیسِ سوئیسی شدهَ س
تیتراطلاعات هربار:"سوسیلی بِدهَ س"
ملت که نَه!مَجازن به دور ِهم هستیم
درواقعیت؛پونزو میخیم با
طعمِ لازانیا

دربست بگویی تاکسی ها ترمزنمیکنند
اتریش کشوریست که تُف ها بُز نمیکنند
گاهی مذاکره گاهی پاره کردن ِ همان !
خاورمیانه انقلابیست،زودش
رفته هوا

با عربی شنبه های مان دو جمعه اند!
اصل همین است:قرارها فی الجمله اند
بِگوز،بِگوز،بِگوز،این آخرین حرف است
با هیچ زبانی نمیشود رفت حتی
بِگا

یونانی بلدی غول چراغ جادوی سبز؟
هالک هم فکرمیکرد که جهان سبز است!
اصلن همه یِمان به شعرِهالو میخندیم
چون شکست خورده ای از
کاستاریکا

مایک خاطره ایم شبیه ساندویچ برگ
گوه خورده ایم یه عالمه برای"گُندِمرگ"
درکشوری که کوتوله گی،آپ شن است
مثل ویترین اعضای بدن لایِ
سیبیلا


تا،در،با،ما،ما،از،لا،با،تا،در،در،تا،ما،لا؛
بِگا.


#جوادرمضان
۱۱مهر۹۶
#شاید-#ترانه!

نوشته شده توسط :جواد رمضان
چهارشنبه 12 مهر 1396-11:47 ب.ظ
نظرات() 

مریض باش!!

درزمستان هوای داغ میچسبد
بوی کباب به قُرمساق میچسبد

-شرط بسته که شعرننویسد اُوش-!

پائینو بده سَر!سَر و بده پائین،پا
خارومادر ِهرکسکه دست داده با

-شَحنه ای که شاه را کرده بوش-!

بهار،تلخیست با چای بهارستان
برف دنده عقب گرفته تا،تا،باران

-تیر بکش رو مرتیکه ی دَمنوش-!

حالاکه جنگلِ حیوانات است دَم
حالاکه دکتر تجویز می کند ماتم

-مریض باش ریز باش ای تَنپوش-!


جواد رمضان
مهر ۱۳۹۶

نوشته شده توسط :جواد رمضان
دوشنبه 10 مهر 1396-08:24 ق.ظ
نظرات() 

قبلی ترین من!!

در فال تو دوید یک افسر پلیس!
سانسورکرده اندبوس رابعدِلیس!
یکبار "من"ببوس،یکبار"تو" ببوس
این قهوه را بریز؛ لعنتی ِ خسیس

این استکان چپ از..مقتل میرسد
یا دود،حتمنَش به..مشعل میرسد
گیسودرآینه ی مشکوک بافته شک!
جوخه ی گاوِقهوه به..مَدخل میرسد

یک راه،آهن و
یک نخ بهمن و
ختنه های من و
این شعر که بسته شد

یک آهنِ تن و
پیمانِ رفتن و
قبلیترین من و
خطی که کَج!خسته شد


در زمستان، هوای داغ میچسبد
بوی کباب به قُرمساق میچسبد

شرط بسته که شعرننویسد اُوش!

پائینو بده سَر!سَر و بده پائین،پا
خارومادر ِهرکسکه دست داده با

شَحنه ای که شاه را کرده بوش!

بهار،تلخیست با چایِ بهارستان
برف دنده عقب گرفته تا،تا..باران

تیر بکش رو مرتیکه ی دَمنوش!

حالاکه جنگلِ حیوانات است؛دَم
حالاکه دکتر تجویز می کند ماتم

مریض باش ریز باش ای تَنپوش!

یک شادی ِقبل و
با وجودِ اصطبل و
در پادگانِ شهروند و
غمگینترین غمگینیِ من

یک آرزوی درمرگ و
سکس بازیِ با برگ و
تشنه ازخرطوم ِتگرگ و
غمگینتر از غمگینیِ من


#جوادرمضان
۸مهر۹۶
#شاید_#ترانه!

نوشته شده توسط :جواد رمضان
شنبه 8 مهر 1396-02:35 ب.ظ
نظرات() 

Blue!!

مسئولیت ما در قبال خودمان اینست:گول ِ خودمان را نخوریم!
حالا هی بنویسیم:blue،بخوانیمش آبی!!


#جوادرمضان

نوشته شده توسط :جواد رمضان
جمعه 31 شهریور 1396-11:16 ب.ظ
نظرات() 

متنفر!!

متنفر از منظره های دو نفره
از ماهی ِ زنده ی در آب ِخفه

ازدوچرخه های شادِ در پارک
ازچمنهای مضحک ِآب خورده

ازخانه ی بازی،از اسب پونی
از مُدشدن شلوارکهای مرده


متنفر از پیانوی ناکوک زده
از گیتارِپُراز نُت ِ منسوخ شده

متنفر از بیخوابی و دودِقهوه
ازغذایی که دهانم میکندمزّه

ازگفتن ِ:خوبم!برای یک لبخند
ازصدازدن ِخودت درون ِ کوچه

ازپوچ کردن خیابان بادستِ گُل
از فوتبال،ازمنطق وحِس فلسفه


متنفر از تنفر از نفرت ِ دوست
دشمن ِ نفرین و زَخمِ مسکوت


متنفر از مدرسه و سکس با منی
ازلخت دویدن تا رسیدن در مِه

متنفر از منبر و کباب و کافه ها
از کشتی های کتابهای بی قَواره

متنفرازسیگاروفکرِتَرک کردنش
ازنریختن مشروب و پیکِ تکنفره

متنفرازاتوبان،باندبستن برای عزا
ازعروسیِ شاه و گدا و"ممدخُله"!

متنفر از مُزدور،از ارتش ِ نازور
از فرماندهی که بو میدهدازبرّه

ازنردبانی که شکل آغاسی است!
ازرَبّنایی که گوش میدهنداین رَمِه!


متنفرازدشمنی که حالا غریبه نیست
از یادی که آب ریخته به آسیابِ مَمه



متنفر از دهقان و کارگر و کاردستی
ازکاریکاتور،از نقاش های بدبختی

ازفکری که میگوید:بکن!توخوشبختی!
ازاین شعرکه آلتش را زده به پاتختی!

متنفرازشهر،استان،کشور،قطب و جهان
ازدریاچه ای که جان میدهدبه سختی

متنفرازمصرف، از نداشتن و داشتن
از ادامه دادن تا رسیدن روی روتختی

لَم شدن لَم زدن لَم لَم ول کردنِ خود
با تنفراز"دوئی"که خودت بودی و رَختی

چنگ شدن و به آغوش کشیدن دودت
متنفرازدولت و دول و دولول ِ تَردستی


متنفرازتمام دوستهاودشمن،که واژه اند
از واژنی که بازمانده مثل شیارِبدبختی


#جوادرمضان
۲۲شهریور۹۶
#شاید#ترانه!

نوشته شده توسط :جواد رمضان
جمعه 24 شهریور 1396-04:04 ب.ظ
نظرات() 

همزاد ِ پُست مدرن ِ من!

از شکل خودشون دراومد!
+یعنی چی؟
یعنی یکی چپ،یکی راست.
حالا چجوری بذارمشون!!

آتیلاخان رمضان
۲۱شهریور۹۶

نوشته شده توسط :جواد رمضان
چهارشنبه 22 شهریور 1396-08:21 ق.ظ
نظرات() 







  • تعداد صفحات :84
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...