تبلیغات
شعر و داستان
همینکه:سر جمله ات،نقطه..درون جمجمه ات،سوراخ..و قعر دیده ات،دیوار..نمیگذاری،کافی ست!این خود،شروع آزادی ست
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

نویسندگان

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

پرنده های ِ کمی!!

بیا برای پرنده های ِ کمی دعا بکنیم
اگر نشد قبول،خدای ِناخدا را بکنیم
به تلویزیون رنگ صورتی بپاشیم و
پلنگ را از رگ خاطرات جدا بکنیم

بیا به مهدی موسوی زنگ بزنیم:یادی؟
فرشته ها هنوزدرکودکی میدهندبادی
اگر که شاهین میتوانست لقمه بردارد
دهانش نمیجِرید از شاخهای در آزادی

درون قصه ام کلاغها میخورندترکش
چراکه غصه ی من را نمیکنند درکِش
سوال من ازرسیدنِ راه نجات اینست:
چقدرمنفجرشده ای میان اینهمه کُسکش

همیشه در صف نوستالوژی مُرده ای مُرده
تمام دست بَرنده راازتو اَلحدیثی بُرده
بیاشبیه مثلث به دستمالها برگرد،گِرد!
شبیه سِیل خرابی که شعرهایت گفته

تومنفجرشده ای شبیه رویایت پس
دوباره برگرد نزد بیعت و طلعت پس
برگرد به زودِدیری که دیرش شده زود
دعای فرج بیندازپشت قباله ی کرکس


"تمام رویایت بمب منفجرشده ایست"
قسم بخور قاتلش مشکوکهای داعشیست


#جوادرمضان
۲۴مهر۹۶
#برای_#سید_#مهدی_#موسوی_#و#_با_#موشها

پ ن:" این خط از سیدمهدی موسویست"

نوشته شده توسط :جواد رمضان
دوشنبه 24 مهر 1396-09:16 ب.ظ
نظرات() 

دیالوگ!!

چندتاحیوون نام ببر که علف میخورند
+گوسفند
خب دیگه
(بی هیچ معطلی):بقیه گوسفندا

باورهایش را محکم میگیرم آرام،ولی خیره میگویم:
این مفهوم ملت است پسرم.


#آتیلارمضان
#دیالوگ_#علوم_#اول
۲۱مهر۹۶
#جوادرمضان

نوشته شده توسط :جواد رمضان
شنبه 22 مهر 1396-12:48 ب.ظ
نظرات() 

از این نمُردن !!

حال ِ نداشته را
ازحال تو میپرسم...

منتظر تند
آنهاکه بی اعتبار
هلهله میکنند:خوشی!

اما تنها
منتظرم سِیل
از باران بدُزدتَت
تا باز بگویم:بند نمی آیم!

از این نمُردن
در این دلتنگی.


#جوادرمضان
۱۶مهر۹۶

نوشته شده توسط :جواد رمضان
دوشنبه 17 مهر 1396-09:52 ب.ظ
نظرات() 

بشارتی ...

با هر تکانی،تکان میخورند
با مغزِ گران،زبان میخورند
نوشابه باتخت...تکراریست


"بشارتی به من از کاروان بیار ای عشق"


#جوادرمضان
پ ن:خط انتهایی "از حسین منزوی"است.

نوشته شده توسط :جواد رمضان
یکشنبه 16 مهر 1396-10:51 ق.ظ
نظرات() 

#یکسری_#یاداشتِ_#بیهوده!

هر مردی دوبار عاشق میشود.اولین باروقتی بدنیا می آید و دومینش زمانیست که دنیا را میفهمد.درهردو غریزه عمل میکند،و غیض و غرض.اولی را بخاطر دومی رها میکندو دومی را بخاطر آزادی و نان و رکوع و خودش.سوال اینجاست آیا سومی هم وجود دارد؟سومی!!پاسخش مثل نیکوتین سیگار است که تنها در پُک اول هست و مابقی از روی عادت و تکرار و ذاتِ بالاجبار.
و اما زنها.آنها هربار عاشق میشوند.کیفیت عاشق شدنشان هم بستگی به رازی دارد که به هیچکس نگفته اند.جائی شنیدم خواننده ای چنین وضعی را به فاحشه های انقلابی تعبیر کرده بود.دلیل این نوع اشاره ی تعبیری ِدروغ؛ ایدئولوژی آن خواننده است.خارج از ایدئولوژی که بِایستد چیزی غیر از این وجود دارد که یا به اعترافش لب نمیزند و یا برای توجیه،تغییرش میدهد.چیزی که در بطن هر انقلابی نهفته؛ایدوئولوژیست،حالا چه سخیف و چه به صورت آرمانی فرجام گسیخته.هردو به یک اندازه گُهند.درهردو به یک اندازه کُشته و احمق و بی مُخ وجود دارد.با هردو به یک اندازه سیاستمدار بی گفتارِ سیاست همراه میشود.پرت نشویم!از مرحله پرت نشویم!تعبیر واقعی حرف آن خواننده درواقع روشنفکران فاحشه یا روسپی های روشنفکر است.این بیرون از ایدوئولوژیست.همان همسنگر و همفکر و همرزم است.خواهر برادری های فی الواقع است که هر دو روی تختخواب ودر کنارهمرزمانشان؛تاج و تخت و شُکوه و استقلال و همه پُرسیِ شربت آلودشان فروکش میکند.این همان انقلابیست که زنانش رازهایشان را عشوه آلود در آغوشهای بسیاری گفته اند و ما مردها هنوز باورمان نشده که خودمان جزئی از این چرخه ی هرزه ایم.چرخه ای که در آن دوبار عاشق میشویم؛

یکبار زمانی که احساس ضعف میکنیم
یکبار زمانیکه قوی تر شده ایم.


#جوادرمضان
۱۳مهر۹۶
#یکسری_#یاداشتِ#_بیهوده!

نوشته شده توسط :جواد رمضان
جمعه 14 مهر 1396-10:35 ب.ظ
نظرات() 

بِگا !!!

کِش رفتن ابر کارِ آمریکاست
خشک شدن دریاچه؛کار خدا
چه عجب دشمن مام پیدا شد
توپی که زده بودیم تا
بِره هوا

کی گفته اسرائیل دشمن ماست
آنها که دُشمنَکی خودشان دارند
فکر نکن بیکارند اِنقدَر که هربار
سرشان را بکنند در
فضله ی ما

انگلیس فُحشِ چندُمِ حرفَ ست؟
"فارسی زبانی"لهجه گرفته است!
یِ،یِ،یِ..گوژپشتِ بُرجِ میلاد است
که درآورده از درونش؛
رقص زومبا

فرانسه قائده است،وَ..وَ..دوزیست !
روسیه به دادنِ مان باز،داده بیست
بیخ گوشمان خشتک بلند ِکُرد است
افسوس که قیمه میدهد
محله ی ما

اعتراض؛سوسیسِ سوئیسی شدهَ س
تیتراطلاعات هربار:"سوسیلی بِدهَ س"
ملت که نَه!مَجازن به دور ِهم هستیم
درواقعیت؛پونزو میخیم با
طعمِ لازانیا

دربست بگویی تاکسی ها ترمزنمیکنند
اتریش کشوریست که تُف ها بُز نمیکنند
گاهی مذاکره گاهی پاره کردن ِ همان !
خاورمیانه انقلابیست،زودش
رفته هوا

با عربی شنبه های مان دو جمعه اند!
اصل همین است:قرارها فی الجمله اند
بِگوز،بِگوز،بِگوز،این آخرین حرف است
با هیچ زبانی نمیشود رفت حتی
بِگا

یونانی بلدی غول چراغ جادوی سبز؟
هالک هم فکرمیکرد که جهان سبز است!
اصلن همه یِمان به شعرِهالو میخندیم
چون شکست خورده ای از
کاستاریکا

مایک خاطره ایم شبیه ساندویچ برگ
گوه خورده ایم یه عالمه برای"گُندِمرگ"
درکشوری که کوتوله گی،آپ شن است
مثل ویترین اعضای بدن لایِ
سیبیلا


تا،در،با،ما،ما،از،لا،با،تا،در،در،تا،ما،لا؛
بِگا.


#جوادرمضان
۱۱مهر۹۶
#شاید-#ترانه!

نوشته شده توسط :جواد رمضان
چهارشنبه 12 مهر 1396-11:47 ب.ظ
نظرات() 

مریض باش!!

درزمستان هوای داغ میچسبد
بوی کباب به قُرمساق میچسبد

-شرط بسته که شعرننویسد اُوش-!

پائینو بده سَر!سَر و بده پائین،پا
خارومادر ِهرکسکه دست داده با

-شَحنه ای که شاه را کرده بوش-!

بهار،تلخیست با چای بهارستان
برف دنده عقب گرفته تا،تا،باران

-تیر بکش رو مرتیکه ی دَمنوش-!

حالاکه جنگلِ حیوانات است دَم
حالاکه دکتر تجویز می کند ماتم

-مریض باش ریز باش ای تَنپوش-!


جواد رمضان
مهر ۱۳۹۶

نوشته شده توسط :جواد رمضان
دوشنبه 10 مهر 1396-08:24 ق.ظ
نظرات() 

قبلی ترین من!!

در فال تو دوید یک افسر پلیس!
سانسورکرده اندبوس رابعدِلیس!
یکبار "من"ببوس،یکبار"تو" ببوس
این قهوه را بریز؛ لعنتی ِ خسیس

این استکان چپ از..مقتل میرسد
یا دود،حتمنَش به..مشعل میرسد
گیسودرآینه ی مشکوک بافته شک!
جوخه ی گاوِقهوه به..مَدخل میرسد

یک راه،آهن و
یک نخ بهمن و
ختنه های من و
این شعر که بسته شد

یک آهنِ تن و
پیمانِ رفتن و
قبلیترین من و
خطی که کَج!خسته شد


در زمستان، هوای داغ میچسبد
بوی کباب به قُرمساق میچسبد

شرط بسته که شعرننویسد اُوش!

پائینو بده سَر!سَر و بده پائین،پا
خارومادر ِهرکسکه دست داده با

شَحنه ای که شاه را کرده بوش!

بهار،تلخیست با چایِ بهارستان
برف دنده عقب گرفته تا،تا..باران

تیر بکش رو مرتیکه ی دَمنوش!

حالاکه جنگلِ حیوانات است؛دَم
حالاکه دکتر تجویز می کند ماتم

مریض باش ریز باش ای تَنپوش!

یک شادی ِقبل و
با وجودِ اصطبل و
در پادگانِ شهروند و
غمگینترین غمگینیِ من

یک آرزوی درمرگ و
سکس بازیِ با برگ و
تشنه ازخرطوم ِتگرگ و
غمگینتر از غمگینیِ من


#جوادرمضان
۸مهر۹۶
#شاید_#ترانه!

نوشته شده توسط :جواد رمضان
شنبه 8 مهر 1396-02:35 ب.ظ
نظرات() 

Blue!!

مسئولیت ما در قبال خودمان اینست:گول ِ خودمان را نخوریم!
حالا هی بنویسیم:blue،بخوانیمش آبی!!


#جوادرمضان

نوشته شده توسط :جواد رمضان
جمعه 31 شهریور 1396-11:16 ب.ظ
نظرات() 

متنفر!!

متنفر از منظره های دو نفره
از ماهی ِ زنده ی در آب ِخفه

ازدوچرخه های شادِ در پارک
ازچمنهای مضحک ِآب خورده

ازخانه ی بازی،از اسب پونی
از مُدشدن شلوارکهای مرده


متنفر از پیانوی ناکوک زده
از گیتارِپُراز نُت ِ منسوخ شده

متنفر از بیخوابی و دودِقهوه
ازغذایی که دهانم میکندمزّه

ازگفتن ِ:خوبم!برای یک لبخند
ازصدازدن ِخودت درون ِ کوچه

ازپوچ کردن خیابان بادستِ گُل
از فوتبال،ازمنطق وحِس فلسفه


متنفر از تنفر از نفرت ِ دوست
دشمن ِ نفرین و زَخمِ مسکوت


متنفر از مدرسه و سکس با منی
ازلخت دویدن تا رسیدن در مِه

متنفر از منبر و کباب و کافه ها
از کشتی های کتابهای بی قَواره

متنفرازسیگاروفکرِتَرک کردنش
ازنریختن مشروب و پیکِ تکنفره

متنفرازاتوبان،باندبستن برای عزا
ازعروسیِ شاه و گدا و"ممدخُله"!

متنفر از مُزدور،از ارتش ِ نازور
از فرماندهی که بو میدهدازبرّه

ازنردبانی که شکل آغاسی است!
ازرَبّنایی که گوش میدهنداین رَمِه!


متنفرازدشمنی که حالا غریبه نیست
از یادی که آب ریخته به آسیابِ مَمه



متنفر از دهقان و کارگر و کاردستی
ازکاریکاتور،از نقاش های بدبختی

ازفکری که میگوید:بکن!توخوشبختی!
ازاین شعرکه آلتش را زده به پاتختی!

متنفرازشهر،استان،کشور،قطب و جهان
ازدریاچه ای که جان میدهدبه سختی

متنفرازمصرف، از نداشتن و داشتن
از ادامه دادن تا رسیدن روی روتختی

لَم شدن لَم زدن لَم لَم ول کردنِ خود
با تنفراز"دوئی"که خودت بودی و رَختی

چنگ شدن و به آغوش کشیدن دودت
متنفرازدولت و دول و دولول ِ تَردستی


متنفرازتمام دوستهاودشمن،که واژه اند
از واژنی که بازمانده مثل شیارِبدبختی


#جوادرمضان
۲۲شهریور۹۶
#شاید#ترانه!

نوشته شده توسط :جواد رمضان
جمعه 24 شهریور 1396-03:04 ب.ظ
نظرات() 

همزاد ِ پُست مدرن ِ من!

از شکل خودشون دراومد!
+یعنی چی؟
یعنی یکی چپ،یکی راست.
حالا چجوری بذارمشون!!

آتیلاخان رمضان
۲۱شهریور۹۶

نوشته شده توسط :جواد رمضان
چهارشنبه 22 شهریور 1396-07:21 ق.ظ
نظرات() 

شهریورش !!

جدا که شویم هیچکس نمیفهمدچندنفر بودیم!هیچکس دونفره هایمان را به یاد نمی آورد!جدا که شویم هیچ خطی دیگر نشان نمی کنیم!!شنیده ام خط و نشان کشیده ای!شنیده ام آسمانت را با فلافل و بندری،گرم کرده ای!شنیده ام برای کسی که رسیده با خودت اتمام حجت کرده ای!
درست نیست!
جدا که شویم تو فقط یک"من"میشوی.دونفره ات میشود خودت و خیالات من.جدا که شویم خط هایت کج تر از همیشه راه برگشتنت را نشان میدهند اما...
به جدائی ِ نادر از سیمین اُسکار دادند و به جدائی ما مطمعنن خرس طلائی ِ کَن میدهند!من آسمانت را جائی خط خطی کردم که تو داشتی با انگشتانت اسم تازه کاری را"ها"میکردی.من دور ِ جائی که عاشقانه ایستاده بودم خط کشیدم درست زمانی که تو عاشقی را فراموش کرده بودی.
جدا که شویم خط های دور و بر ِ من راستی آزمائی میکنند ناگفته هایت را.

جوادرمضان
شهریور ۹۶
برای حسین ملازاده و شهریورش!

نوشته شده توسط :جواد رمضان
دوشنبه 20 شهریور 1396-11:57 ق.ظ
نظرات() 

جَنگ ِ شوخی!

به تمام کوچه های شهر،عاشقی بدهکارم
آنهم برای تو
خیابان فکر کرده اینبار راه تو را رفته با
درد و بلای تو
شهر:اَبروی تو و چشمت؛جهان سوم است
با یک لب ِ بیرون!
صبر کن لختت شوم ای عشق ِجَنگ ِشوخی!
پیش ِ وفای تو

جوادرمضان
برای بامداد دوباره ام


نوشته شده توسط :جواد رمضان
چهارشنبه 15 شهریور 1396-09:00 ب.ظ
نظرات() 

خیالاتی ترین پنبه!

توالت اَمن است!موسوی خودش گفته!
جنبشی میگفت حقش را کسی خورده!
دوران رکود عشق است و کود ِگرانکَده
خطیب میگفت:بهشت پُر از تَکّدی شده!

حمام،رُمانتیک است!شهردار تهران گفت!
در ارومیه کارشاعران شده شیهه ی مُفت
نسبت شاعروشهردار چیزی نیست به جُز
گوزیدن وشاشیدن و ریدن باسَبک ِخُرّوپُف!

اُسکار فرهادی را هیچ کس شماتت نمیکند
برای قِردادن"هیچ کس"هم حجامت نمیکند
ملتی هستیم با یاد عایشه که تجاوز میکنیم
به دُختریکه میگفت:مادربشود،خیانت نمیکند

خارِش از خود ِ ماست،حکومت بی تقصیره!
درخت ِ کریهیئیم که تبَر کرده ایم درون رَقعه!
حتی اگر آزادترین دنیا را دودستی بدهند ِمان
سر میبُریم یکدیگر را در خیالاتی ترین پنبه!




اَمن تر از توالت و رُمانتیک تر از حمام خانه
مرگی ست که مرده ات را بگذارد روی شانه
هیچ امنیتی نیست برای امیدهای در ِگوشی
یادبگیریم دوست نداشتن را قبل از رمزِحمله


#جوادرمضان
۳شهریور۹۶
#علیه ِ کلاسیک
یا اشعار بیربط بخودم!

نوشته شده توسط :جواد رمضان
جمعه 3 شهریور 1396-09:50 ب.ظ
نظرات() 

کیک ِ رَنده!!

کف خانه سقف نداشت وپُر...از،پرنده بود
زندگی؛اَهلیتر ازلاکردار ِزنی که دَرنده بود
فحش نده!مردها سرکار رفته و مرده اند
آروغ ِنوشابه
دست پخت خدای زننده بود

آفتابه جُنبشیست،روشنفکریِ ما را گرفته که
بیچاره خر فکر میکرد ارث پدرازما گرفته،هه
آفتاب هنوز هم به خاطر خودش طلوع میکند
بیچاره عاشقی که ماه را سوای چاه گرفته،زِه

چه گوا را نیست گا ن دی ِ چر چیل ِ پُست در
نبش ِپوستری که کرده اند نطفه های دربه در
پورن است عاشقی عاشق پورن استار شوید
این دنیای زنده؛رکیکتر؛جنده بود



کف خانه دوست بود و خنجر که سقف داشت
زنگ می خورَد تلفن؛
پشت تولدم که کیک ِ رنده بود


#جوادرمضان
سی و یکم مرداد ۱۳۹۶
#علیه ِ علیه ِ کلاسیک!

نوشته شده توسط :جواد رمضان
سه شنبه 31 مرداد 1396-06:20 ق.ظ
نظرات() 







  • تعداد صفحات :84
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...